bookmark

معنی كده

كده

بالفتح،خانه چون ميكده و غمكده،و بالضم،چوبكى كه در ميان قفل چوبين،يعنى چوب پشت در افتد،تابى كليد در وا نشود،طيان گويد: بيت در كليدان نبود سخت كده باز كردم درو شدم بكده و بمعنى كام و ملازه نيز آمده،فخرى گويد: بيت آنكه طفلان امل را دايۀ كام و مراد جز بشير و شكر مدحش نه بگشايد كده و در فرهنگ بمعنى خراش و خراشيدن نيز آمده،و كدوه بوزن گروه،نيز بدين معنى گفته‌اند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1109)
sourceLink

به فتح اول و ثانى به معنى خانه باشد همچو بتكده و به معنى ده نيز آمده است كه به عربى قريه گويند و به ضم اول و فتح ثانى ملازه را گويند و آن دو تكمه مانندى باشد در انتهاى كام و به معنى خراش و خراشيدن هم آمده است و كليدان خانه و باغ و امثال آن را نيز گويند و چوبكى را هم گفته‌اند كه كليدان بدان بند شود.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص714)
sourceLink

بفتح بمعنى خانه و محل و مكان مانند ميكده و بتكده و غمكده و شواهدان در اشعار بسيار است كاهى‌ها را حذف نمايند چنانكه فرخى كفته و مرقوم شده و بالضمّ چوبكى كه در ميان قفل چوبين افتد تا بى‌كليد در وا نشود طيّان بمى كفته در كليدان نبود سخت كده باز كردم در او شدم مكده و بمعنى كام و كلو نيز آمده فخرى كفته آنكه طفلان اهل را دايه كام و مراد جز بشير و شكر مدحش نه بكشايد كده كشته ايمن ساحت ملكش ز دزدان آن‌چنانك خانها ايمن شدند از زحمت قفل و كده و بمعنى خراش و خراشيدن نيز آمده است و كدوه بر وزن كرده هم ديده شده
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص576)
sourceLink

بفتح كاف خانه بود.
(
صحاح الفرس
, ص286)
sourceLink

- [بفتح كاف و دال مهمله] خانه باشد [2].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1128)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]خانه.و محل و مكان.و جا و مسكن.و ميخانه.و سرداب و زير زمينى.و ده و قريه و درصورتى‌كه بمعنى جا و مكان باشد بيشتر بطور تركيب استعمال مى‌گردد مانند:آتشكده و ميكده
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2773)
sourceLink

(اسم) كتگ. كت. كد. كنده. كند. گند. گنده. خانه. ¦¦ده. قريه. كت. كند. ¦¦محل و مكان. جا و مسكن. ¦¦ميخانه. ¦¦سرداب و زيرزمين. ¦¦كدۀ پستان؛ سر پستان. خانۀ پستان. ¦¦چوبكى كه كليد آن بدان بند شود تا در باز نشود. ¦¦ (پسوند) مزيد مؤخر اسامى و امكنه است. به اسامى ملحق شود و اسم مكان سازد چون: ده‌كده. ميكده. بت‌كده...
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2255)
sourceLink

خانه باشد؛كديور خانه‌دار. عنصرى گويد: شه را اگرچه هست فراوان كده رسد#از بندگانش هر كده‌اى را كديورى
(
فرهنگ قواس
, ص180)
sourceLink

ضرب المثل كده

گردد كده ويران چو كديور دو شود

(مستى آرد باده چو ساغر دو شود...)مسعود سعد
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص624)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.