bookmark

معنای زمو

زمو [ zamu ] [ zomu ]

بضمتين،سقف كه از چوب و درمنه و گل بسازند،و بعربى غمى گويند بفتحتين،و در مويد بمعنى گل تر و خشك آمده،و در فرهنگ باينمعنى بفتح زا آورده، و گفته كه اين لغت از اضداد است.
(
فرهنگ رشیدی
, ص791)
sourceLink

به فتح اول و ضم ثانى و سكون واو مجهول اين لغت از اضداد است به معنى گل تر و گل خشك هر دو آمده است كه به عربى طين گويند و به ضم اول هم به اين معنى و هم به معنى سقف خانه باشد كه آن را از چوب و علف و گل پوشيده باشند و آن را به عربى غمى بر وزن هوا خوانند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص461)
sourceLink

- [بضم زا و ميم] سقفى كه از چوب و درمنه و گل سازند و آن را بعربى غمى گويند بفتح غين معجمه و ميم و در مؤيد بمعنى گل تر و خشك آمده و در فرهنگ باين معنى بفتح زاء آورده و گفته كه از لغات اضدادست.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص687)
sourceLink

به ضمّتين سقف كه از چوب درمنه و كل بسازند و بعربى عمز كويند و در مؤيد كل تر و خشك آمده و در فرهنك اين معنى بفتح زا آورده و كفته اين لغت از اضداد است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص436)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]سقف خانه كه از چوب و علف و نى و گل پوشيده باشند.و خاكى كه در روى سقف خانه مى‌ريزند. ¦¦
[اسم‏][فارسی‏]طين و گل تر.و گل خشك.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص1775)
sourceLink

گل تر و خشك.
(
فرهنگ قواس
, ص116)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.