bookmark

معنای گاهو

گاهو [ gāhu ]

جنازۀ گبران،فردوسى گويد: بيت ببردند بسيار گاهو و تخت نهادند بر تخت ديبا و رخت و گاهوكب نيز آمده: بيت بگاهوكب زر و در مهد عاج سوى پارس رفت آن خداوند تاج و درين لغت و مثال تأملست،و بخاطر ميرسد،كه مصرع چنين باشد: مصراع بگاه و كت زر و در مهد عاج
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1094)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]كاهو و خس.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2883)
sourceLink

جنازۀ گبران.
(
فرهنگ قواس
, ص133)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.