مُزْمِنٌ المُبْطِئُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج9 , ص70) 
گذشتۀ دور ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قديم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص813) 
عتق و اتت عليه أزمِنَةٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص306) 
صِفة مَرَض يَتطوَّر ببُطْء و يدوم وقتًا طويلاً، بخلاف المرض الحادّ:«مَرَضٌ مُزْمِنٌ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
قديم،طال عليه الزَّمَن، مُتَأَصِّل من زَمَن بعيد:«أَلَمٌ مُزْمِنٌ»، «عادةٌ مُزْمِنةٌ» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص623) 
مرض ديرينه و چيزى ديرينه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1302) 
ديرپاى،پايدار؛قديمى،ديرينه، ريشهدار؛مزمن،كهنه،سابقهدار. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص265) 
إذا عَتُقَ المرض و أَتَتْ عليه الأزمنة،فهو مُزْمِنٌ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص161) 
مَرَضٌ مُزْمِنٌ بيمارى مزمن كه مدتى بر آن گذشته است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص813) 
اَي: عتق و اتت عليهِ ازمنة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص560) 