الجَوْهَرِيّ منسوب به(الجَوْهَر)است ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ضرورى و لازم كه در مقابل آن(العَرَضِيّ) است ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
گوهر ساز يا گوهر فروش. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص309) 
ضد العرضيّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صانع الجوهر ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بائِعهُ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
لقب اسماعيل بن حمَّاد الفارابيّ صاحب الصحاح المشهور بين كتب اللغة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص477) 
صانع الجَوْهر ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بائعه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص149) 
المنسوب الى الجوهر ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الضَرُورِيّ اللازم و يقابله العَرَضِيّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صانع الجوهر و بائعه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص111) 
منسوب إلى الجَوْهَر،غير شكليّ و لا عَرَضيّ:«تجديدٌ جَوْهَريّ»، «صفةٌ جَوْهَريَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
له عَلاقة بالجَوْهَر،أي بالمُقوِّمات الَّتي لا بُدَّ منها لتَمام الشَّيء:«شَرْط جَوْهَريّ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
متعلِّق بالجَوْهَريَّة: «نَظَريَّة جَوْهَريَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الَّذي هو أَساسيّ و من لُبّ الشَّيء،الَّذي هو الأَهَمّ: «فِكْرةٌ جَوْهَريَّة»،«قضيَّة جَوْهَريَّة» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
صانع جَواهر ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
بائعها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص240) 
جوهرى؛عنصرى،ذاتى؛ اصلى،عمده،اساسى؛مادى؛جواهرفروش، گوهرى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص102) 
جَوْهَرِيًّا من حيث الجوهر،في جوهره: «فِعْلٌ رديء جَوْهريًّا» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص240) 