bookmark

معنای جفرسته

جفرسته

به فتح اول و راى قرشت بر وزن سربسته ريسمان خامى باشد كه در وقت رشتن پنبه بر دوك پيچيده شود و با جيم فارسى هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص272)
sourceLink

- [بفتح جيم و راء و تاء و سكون فاء و سين] ريسمان خام كه بر دوك ريسند و آن را زغوته و كيسنه و پناغ نيز گويند. كذا فى الشرفنامه. اما در سامى بمعنى ماسوره باشد و حسين وفائى نيز باين معنى آورده و در فرهنگ چغرشته [بجيم فارسى و غين و شين معجمه] و
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص367)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] آنچه از ريسمان در وقت رشتن پنبه و پشم بر دوك پيچيده مى‌شود.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1104)
sourceLink

(اسم) ريسمان خامى كه در وقت رشتن پنبه بر دوك پيچيده شود.
(
لغت نامه دهخدا
, ص880)
sourceLink

ماشوره:
(
فرهنگ قواس
, ص182)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.