bookmark

معنای كبه

كبه [ kobe ] [ kobbe ]

به ضم اول و فتح ثانى مشدد شيشه يا شاخ يا كدويى باشد كه حجامان آن را بر محل حجامت نهند و بمكند و معرب آن قبه است و برآمدگى هر چيز را نيز گويند و به غير تشديد هم درست است و به فتح اول نيز به نظر آمده است و با باى فارسى هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص708)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] شاخ و كدوى حجامت.و برآمدگى هر چيزى.و قبه.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2758)
sourceLink

[اسم‏][عربی‏]گروه مردم.و گروه اسبان.و گروهۀ ريسمان.و شتر بزرگ. و گرانى.[جمع‏]كبب( kobab ).
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2754)
sourceLink

شيشۀ حجام را گويند.معروفى گويد: بمكد و الله خواجه بمكد هر ساعت#كير تو زانكه چو كبه بمكد گر آرى(؟)
(
فرهنگ قواس
, ص185)
sourceLink

كبه

(اسم) قبه. شيشه يا شاخ يا كدويى كه حجامان آن را بر محل حجامت نهند و بمكند. شيشۀ حجامان. شاخ و كدوى حجامت. ¦¦برآمدگى هر چيز. ¦¦گاهى بر استره نيز اطلاق كنند.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2240)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.