الاِسْتِيدَاع وضع ادارى بعضى از كاركنان دولت است كه بطور موقت بازنشسته مىشوند ولى با حفظ حقوق و مزايا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص71) 
إِعفاء الضابط أَو الموظف من العمل قبل سنِّ المعاش. يقال:أُحيل الضابط على الاستيداع. (محدثة) . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص1021) 
إعْفاء المُوظَّف من العَمَل قبل سِنّ المعاش:«أُحيل على الاسْتِيداع» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
إيداع بضائع مُوقّتًا في مَخْزن:«مخزن استيداع ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
وَضْع إداريّ خاصّ بموظّف لم يَعُد يمارس عمله:«هو في الاستيداع». 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1515) 
چيزى بزنهار بكسى دادن و امانت داشتن خواستن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ص156) 
انبار كردن،به انبار نهادن؛ احاله به بىكارى يا تقاعد موقت(براى مأموران دولت)؛ذخيرهسازى نيرو،تدارك نيروى احتياط (نظ.). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص740) 
ودع الاستيداع : استودعه وديعةً : إِذا تركها عنده، و 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج11 , ص7115) 
أَحالَه الى الاِسْتِيداع او را(كارمند را)در اختيار كارگزينى گذاشت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص740) 
أُحِيلَ على الاسْتِيداع بطور موقت باز نشسته شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص71) 
فى الاِسْتِيداع در اختيار كارگزينى،در انفصال موقت،در بازنشستگى موقت؛احتياط،ذخيره، غيراعزامى،اعزامنشده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص740) 