ماشه انبر،كه بعربى كلبتان گويند،و آهنى كه فتيلۀ تفنگ در ميان آن نهاده آتش دهند،و دوازده يك توله كه ماهچه باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1315) 
به فتح ثالث به معنى انبر باشد و آن افزارى است زرگران و مسگران و آهنگران را و عربان كلبتان خوانند و آهنى را نيز گويند كه فتيله تفنگ را در آن محكم كنند و آتش بر تفنگ زنند و يك حصه از دوازده حصه تولچه را نيز گويند و تولچه دو مثقال و نيم است و هر چيز را نيز گويند كه به قدر ماش باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص841) 
- [بفتح شين معجمه] انبر كه بتازيش كلبتان نامند و بمعنى آن آلتى كه فتيلۀ تفنگ بر سر آن كنند نيز آمده. [2]. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1371) 
(اسم) انبر. آلتى آهنى كه آهنگران آهن گرم كرده را با آن مىگيرند. ¦¦آلتى آهنين در تفنگ به شكل قوسى كه چون آن را بكشند چخماق آزاد شود و به سوزن بخورد و سوزن به ته چاشنى گلوله اصابت كند و مادۀ داخل پوكه منفجر گردد و در نتيجه باعث خروج گلوله از داخل لوله شود. جاى انگشت كشيدن پاشنۀ تفنگ و غيره. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2550) 
[اسم][فارسی]انبر و كلبتان. و آهنى كه فتيلۀ تفنگ را بدان محكم كنند و آتش بر تفنگ زنند.و ليف جولاهگان.و بيل.و وزنۀ خرد و كوچك.و يك حصه از دوازده حصۀ تولچه درصورتىكه هر تولچه دو مثقال و نيم باشد يعنى پنج نخود و آن را ماهچه و ماهه نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3015) 
انبر [و]آهن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص178) 