bookmark

معنی كندرو

كندرو

بالضم،نام وزير ضحاك،و همان كندر يعنى صمغ،فردوسى گويد: بيت ورا كندرو خواندندى بنام بكندى زدى پيش بيداد گام و خاقانى گويد: مصراع بآبگينۀ مازو و كندرو و گلاب و مولانا مطهر گويد: بيت اين كندرو برنگ نداند ز كهربا وان زهر را به طعم نداند ز زنجبيل
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1209)
sourceLink

بر وزن گفتگو نام وزير ضحاك بوده و مصطكى را نيز گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص751)
sourceLink

- [بضم كاف و راء و سكون نون و دال] مصطكى باشد. مثالش حكيم خاقانى گويد: بيت بغلمه و طبقات طبق زنان سراى بآبگينه و مازو و كندرو و گلاب و بمعنى اشق نيز بنظر رسيده و اين معنى نيز به بيت مرقوم مناسبست و اين بيت باين عنوان و چنانكه براى لغت كندر مرقوم شد هر دو در ديوان خاقانى بنظر رسيده بنابراين بهر دو عنوان مرقوم شد و مولانا مطهر كرهى نيز فرمايد: بيت اين كندرو برنگ نداند ز كهربا وان زهر را بطعم نداند ز زنجبيل* ¦¦
- [بضم كاف و سكون نون و دال و فتح راء] وزير ضحاك باشد. مثالش حكيم فردوسى گويد: بيت ورا كندرو خواندندى بنام بكندى زدى پيش بيداد گام
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1122)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]نام وزير ضحاك.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2846)
sourceLink

(صفت فاعلی مرکب) بطىءالسير. مقابل تندرو. ديررو. گرانرو. آن كه كندرفتار بود.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2342)
sourceLink

مصطكى.
(
فرهنگ قواس
, ص186)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.