bookmark

معنای كردك

كردك

بالكسر،چيستان،ليكن بدينمعنى پردك نيز گذشت.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1116)
sourceLink

بكسر اوّل بمعنى لغز و چيستان باشد و به اين معنى در پردك كذشت
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص578)
sourceLink

بالكسر مصغر كرد بمعنى خيمه مخصوص پادشاهان است نظامى كفته دو كردك داشتى خسرو مهيّا بر آموده بكوهر چون ثريّا و حجله عروس را نيز كويند و شب كردك كنايه از شب زفاف است مولوى معنوى كفته بعد از آن اندر شب كردك بفن امردى را بست متا همچو زن و بمعنى كليچه كه در آن قند و مغز بادام كنند نيز آمده است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص628)
sourceLink

- [بكسر كاف و سكون راى مهمله و فتح دال] لغز باشد كه از يكديگر پرسند و آن را چيستان نيز گويند [6].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1081)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]لغز و معما و چيستان خواه در نظم باشد و يا در نثر.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2781)
sourceLink

(اسم) لغز. چيستان. معما.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2261)
sourceLink

افسانه.
(
فرهنگ قواس
, ص188)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.