bookmark

معنی شيفته

شيفته

با فا بر وزن ريخته عاشق و مدهوش و ديوانه مزاج و واله و متحير باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص597)
sourceLink

- متحير و مدهوش باشد. مثالش ناصر الدين فرمايد بيت گفت كه اى شيفتۀ دل شده در ره غم پاى تو در گل شده (1) در «س» اين لغت و شرح آن تكرار شده است. و بمعنى ديوانه نيز بنظر رسيده چنانكه عميد لويكى گويد: بيت چون نميرند كسانى كه بديشان هر دم زخم دندان سگ شيفته حاشا برسد
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص903)
sourceLink

متحير و مدهوش باشد .
(
صحاح الفرس
, ص282)
sourceLink

ديوانه و بيخود عاشق و مدهوش را كويند شيفته كرد مرا هندوكى همچو پرى ناصرخسرو علوى كفته چرخ‌پندارى بخواهد شيفتن زان همى پوشد لباس پروزن مخفّف پرويزنست يعنى غربال
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص526)
sourceLink

(صفت مفعولی) عاشق. مفتون. دلباخته. واله. ¦¦آشفته و مدهوش. ¦¦ديوانه. مجنون. ¦¦متحير و سرگشته. واله.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص1876)
sourceLink

ديوانه‌مزاج باشد.نظامى گويد : آن شيفته راى ناجوانمرد#بدنامى اين قبيله آورد
(
فرهنگ قواس
, ص90)
sourceLink

شيفة

[صفت‏][فارسی‏]عاشق.و آشفته و مدهوش.و ديوانه.و متحير و سرگشته و واله.
(
فرهنگ نفیسی
, ج3 , ص2115)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.