زيج بالكسر،خوش طبع،و ظريف،غزالى مشهدى گويد: بيت آق لولى قراقليج شده مير بازار بين كه زيج شده و سوزنى گويد: بيت بيتى دو سه ثناى تو خواهم بنظم كرد وانگه فرو روم بره زيج و مسخره و در فرهنگ بمعنى سخره ولاغ آورده،و همين بيت ايراد كرده،و درست نيست، مگر آنكه بجاى مسخره تسخره باشد،و بمعنى راه نفس،و نوعى از انگور نازك نيز گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص807) 
بالكسر،معرب زيك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص29) 
با اول مكسور و سكون ثانى و جيم ابجد معرب زيك است و آن كتابى باشد كه منجمان احوال و حركات افلاك و كواكب را از آن معلوم كنند و تختۀ بنايان و معماران كه در آن طرح عمارت كشند و رشته بنايى را نيز گفتهاند و بعضى گويند به اين دو معنى عربى است اما اصمعى مىگويد من نمىدانم اين لفظ فارسى است يا عربى و با جيم فارسى به معنى بيرون آوردن و بيرون كشيدن باشد و خوش و چابك و جلد و خوشوضع را نيز گويند و نوعى از انگور به غايت خوش لذت باشد و به معنى لاغ و مسخرگى هم آمده است و زهوار كفش و موزه را هم مىگويند و ريسمانهايى كه استادان نقشبند نقش جامها را بدان بندند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص470) 
(معرب ، اسم) معرب زيگ. كتابى كه منجمان احوال و حركات افلاك و كواكب را از آن معلوم كنند. قانون تنجيم است كه در جداول آن اوضاع كواكب و خطوط طولى و عرضى كه در آن مقادير حركات مراكز كواكب ثبت شده باشد. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(صفت ، اسم) خوشطبع. ظريف. مسخره. ¦¦ (اسم) شوخى. طيبت. مسخرگى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1601) 
[اسم][فارسی]تختهاى كه معماران در آن طرح عمارت كشند.و رشتۀ بنائى.و رشتههائى كه نساجان و جولاهگان نقش جامههائى كه مىبافند بدان بندند و از آن نقشها و تصويرات جامهها را درست مىكنند. و قانون تنجيم كه در جداول آن اوضاع كواكب و خطوط طولى و عرضى كه در آن مقدار حركت مراكز كواكب و حركات تدابير و اوجها را معلوم مىكنند.و نيز علمى را گويند در اصول احكام نجوم و هيئت كه تقويم از آن استخراج مىنمايند. و نيز زيج:طپش قلب.و مسخرگى و لاغ و استهزا.و زهوار كفش و موزه و زره.و يك نوع آلتى از آلات جنگ را گويند. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][عربی]-مأخوذ از فارسى- اصل حساب نجوم و قانون تنجيم.[جمع]زيجات. و تختۀ معمارى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج3 , ص1800) 
لاغ و سخر بود.سوزنى گويد : بيتى دو سه ثناى تو خواهم بنظم كرد#و آنگه فرو روم بره زيج و مسخره 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص113) 