bookmark

معنای نوگواره

نوگواره

بالضم و كاف عجمى مضموم،هرزه‌گو و پرگو،و در نسخۀ سرورى بفتح نون و كسر كاف گفته،و در نسخۀ وفائى بجاى واو دوم فا آورده.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1428)
sourceLink

با واو بر وزن و معنى نوكفاره است كه هرزه گوى و پرگوى باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص917)
sourceLink

- [بفتح نون و راى مهمله و كسر (1)معنى اخير در برهان نيست. (2)در برهان بمعنى گنبدى و كنايه از آسمان ظاهر كه نصف آسمان باشد نيز هست. كاف فارسى و بعد از گاف واو] در نسخۀ ميرزا بسيار گوى باشد و در نسخۀ وفائى بجاى - واو دوم فاء [1] - آمده [2].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1457)
sourceLink

(صفت) هرزهگو. پرگوى. بسيارگوى. نوگفاره.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3068)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏]يار و مصاحب پرگوى و هرزه‌گوى.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3785)
sourceLink

بسيارگوى بود.رودكى گويد : كجا شاعران برند منم نوگواره#يك بيت بدينسان كنم چو سنگ‌خواره!
(
فرهنگ قواس
, ص109)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.