فياوار با واو بر وزن سزاوار به معنى فيار است كه صنعت و شغل و كار و عمل و هنر باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص675) 
- [به ياى حطى. بوزن هوادار] و فيار - بوزن بهار - هر دو بمعنى شغل و كار باشد. مثال فياوار عنصرى فرمايد: بيت مهر ايشان بود فياوارم غمشان من بهر دو بگسارم مثال فيار را رودكى گويد: بيت (1)نيك خيسانيده و تر شده و نيز نام تركى كه افراسيابش فرستاد تا معلوم كند كه رستم چه مقدار لشكر دارد (برهان). (2)برهان فتاريدن و فتردن و فتريدن آورده است. (3)برهان ندارد. (4)در برهان معنى شمر و غدير و آبگير نيز دارد. (5)در برهان نام گياهى خوشبو نيز هست (اين كلمه و فربود از بر ساختههاى فرقۀ آذر كيوان است. حاشيۀ برهان مصحح دكتر معين). (6)در برهان معنى خانۀ زمستانى هم دارد. نيست فكرى بغير يار مرا عشق شد در جهان فيار مرا و در فرهنگ فياور - بحذف الف - نيز باين معنى آمده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص962) 
شغل و كار باشد.عنصرى گفت: بيت (مهر ايشان بود فياوارم غمشان من بهر دو بگسارم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص112) 
(اسم) صنعت و شغل و عمل و كار و هنر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2143) 
شغل بود.عنصرى گويد : مهر ايشان بود فياوارم#غمشان من بهر دو بگسارم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص112) 
فياوار ( fayāvār )و فياور [اسم][فارسی]كار و شغل و پيشه و هنر و صنعت و عمل و صنعتگر و كار آزموده. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2599) 
بياوار و فياوار شغل و كار،مثالش در باب فا بيايد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص370) 
فيار و فياوار شغل و كار،رودكى گويد: بيت نيست فكرى بغير يار مرا عشق شد در جهان فيار مرا و عنصرى گويد: بيت مهر ايشان بود فياوارم غمشان من بمهر بگسارم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1058) 
شغل و كار را كويند رودكى كفته نيست فكرى بغير يار مرا عشق شد در جهان فيار مرا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص556) 