درزن يعنى سوزن،و در زنان يعنى ريسمان كه در سوزن كشند،و الف و نون براى نسبت است،خاقانى گويد: بيت چون موى خوك در زن ترسا بود چرا تار رداى روح بدر زن در آورم و لامعى جرجانى گويد: بيت جهد كردن بيش از ان در حرب طاقتشان نبود بگسلد چون بيش از ان تابى كه بايد در زنان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص655) 
بر وزن ارزن به معنى سوزن باشد و كسى را نيز گويند كه حلقه بر در زند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص375) 
- سوزن باشد . مثالش هم او فرمايد : بيت همه بىمغز و از كون يافته قدر كه از سوراخ قيمت يافت درزن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج2 , ص558) 
بمعنى همان سوزن خاقانى كفته چون موى خوك درزن ترسا بود چرا تار رداى روح بدر زن درآورم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص371) 
[صفت] [فارسی] كسى كه حلقه بر در مىزند. و سوزن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1484) 
(صفت فاعلی مرکب) درزننده. زنندۀ در. كسى كه حلقه بر در زند. آن كه در زند. كوبندۀ در. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(اسم) سوزن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص1263) 
سوزن.خاقانى گفته است: چون موى خوك درزن ترسا بود چرا#تار رداى روح بدرزن درآورم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص179) 