bookmark

معنای بركنه

بركنه [ berkane ]

به فتح اول و ثالث و نون و سكون ثانى درهم كوفته شدۀ هر چيز را گويند به تخصيص عطريات و به كسر اول هم آمده است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص139)
sourceLink

بفتح اول و سيّم و نون و سكون ثانى درهم كوفته شدۀ هر چيز را كويند بتخصيص عطريات را بكسر اول هم كفته‌اند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص165)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏] يك نوع معجونى كه از ورق طلا و نقره مى‌سازند.و هر چيز نرم كردۀ درهم آميخته خصوصا مواد معطر.
(
فرهنگ نفیسی
, ص582)
sourceLink

ذريره .
(
فرهنگ قواس
, ص186)
sourceLink

بركنه

(اسم) درهمكوفتهشده هر چيزى. هر چيز نرمكردۀ درهمآميخته خصوصاً مواد معطر. ¦¦يك نوع معجونى كه از ورق طلا و نقره مىسازند.
(
لغت نامه دهخدا
, ص405)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.