bookmark

معنای بخيده

بخيده

بالفتح پنبه و پشم وا كرده،نزارى گويد: بيت همه دشت فرشست برهم فگنده همه كوه پشمست بر هم بخيده
(
فرهنگ رشیدی
, ص255)
sourceLink

بر وزن چكيده پشم و پنبه زده و حلاجى كرده شده را گويند.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص129)
sourceLink

بفتح پنبه و پشم زده را كويند حكيم نزارى كفته شعر همه دشت فرش است و در هم فكنده همه كوه پشم است بر هم بخيده
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص155)
sourceLink

- [به خاى معجمه. بوزن كشيده] در شرفنامه پنبه و پشم زده باشد. مثالش نزارى قهستانى فرمايد: نظم همه دشت فرش است بر هم فكنده همه كوه پشم است بر هم بخيده
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص193)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]محلوج و حلاجى كرده شده.
(
فرهنگ نفیسی
, ص545)
sourceLink

(صفت مفعولی) پشم و پنبۀ زده و حلاجىكردهشده. پنبه و پشم زده. محلوج.
(
لغت نامه دهخدا
, ص368)
sourceLink

پنبه و پشم زده و از هم جدا كرده را گويند:
(
فرهنگ قواس
, ص182)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.