بفترى با تاى قرشت بر وزن جعفرى دفتين جولاهگان و نساجان باشد و كارگاه جولاهى را نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص153) 
- [بفتح با و تاى قرشت و سكون فا] چوبى پهن باشد كه دندانها دارد كه چون جولاهه پود بيندازد آن را بسوى خود كشد تا جامه سخت شود و آن را كفترى و افزار نيز گويند. مثالش خسروانى گويد: بيت كارگاه نطق را طبعش چو نساجى كند لفظ زيبد تار و معنى پود و كلكش بفترى 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص209) 
با اول مفتوح و تاء فوقانى مفتوح چوبى باشد كه جولاهكان و نساجان چون كار كنند آن چوب را حركت دهند تا تارها بپهلوى يكديكر واقع و چسبنده شوند و آن را دفته نيز كفتهاند چنانكه حكيم خسروانى كفته است شعر كاركاه نطق را طبعش چو پسناجى كند لفظ زبيد تار و معنى پود و كلكش بفترى حكيم سوزنى كفته شعر زان پيرك جولاهه نفجوارۀ بدباف نىنى دو پسر ماند بكويم كه دو خر ماند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص182) 
(اسم) دفتين جولاهگان و نساجان. ← بف. ¦¦كارگاه جولاهى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص447) 
[اسم][فارسی]بف و دفتين و كارگاه جولاهى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص622) 
هف . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص183) 