الفَاشِل

اسم فاعل ثلاثی مجرد باب فعَل یفعُل
bookmark

معنای الفَاشِل

فاشِل

خائب،مُخْفِق،غير ناجح:«اِخْتِبار فاشِل»،«مشروع فاشِل»،«فِلْم غير فاشِل»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1095)
sourceLink

شكست‌خورده؛بى‌ارزش،بى‌بها.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص508)
sourceLink

مداخل متضاد الفَاشِل

مداخل هم ریشه الفَاشِل

الفاء و الشين و اللام.يقولون: تفَشَّل الماء:سالَ‌.و الفَشْل :شىءٌ من أدَاة الهَوْدَج(معجم مقاییس اللغة , ج4 , ص504)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.