انْفَشَلَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب انفعال
bookmark

معنای انْفَشَلَ

إِنْفَشَلَ

از چيزى كه ناگهانبرايش رخ داد ترسيد ¦¦
اين واژه در زبان متداول رايج است
(
فرهنگ ابجدی
, ص152)
sourceLink

ذُعِرَ لشيء فاجأَه
(
المنجد فی اللغة
, ص584)
sourceLink

ذُعِرَ لشَيء فاجَأَه.
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1095)
sourceLink

انْفَشَل عَلَيْهِ

از او با نگرانىترسيد ¦¦
اين واژه در زبان متداول رايج است
(
فرهنگ ابجدی
, ص152)
sourceLink

خاف عليه خوفاً في ذُعر، و الاسم الفَشلَة(عاميّة)
(
المنجد فی اللغة
, ص584)
sourceLink

مداخل هم ریشه انْفَشَلَ

الفاء و الشين و اللام.يقولون: تفَشَّل الماء:سالَ‌.و الفَشْل :شىءٌ من أدَاة الهَوْدَج(معجم مقاییس اللغة , ج4 , ص504)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.