مَثَلُ اَلَّذِينَ حُمِّلُوا اَلتَّوْرٰاةَ (آیه 5/سوره الجمعة) 
يعنى ايشان در نادانى خويش نسبت به مضمون حقايق توراة مانند الاغى است كه نسبت به آنچه بر پشت دارد مثل كتابها جاهل و ناآگاه است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص200) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
أي: هم في جهلهم بمضمون حقائق التّوراة كالحمار في جهله بما على ظهره من الأسفار. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
إِنَّمٰا مَثَلُ اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا (آیه 24/سوره يونس) 
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلا عَبْدا مَمْلُوكا (آیه 75/سوره النحل) 
قد منع اللّه تعالى عن ضرب الأمثال بقوله: فَلاٰ تَضْرِبُوا لِلّٰهِ اَلْأَمْثٰالَ [النحل/ 74] ثم نبّه أنه قد يضرب لنفسه المثل، و لا يجوز لنا أن نقتدي به، فقال: إِنَّ اَللّٰهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ [النحل/ 74] ثمّ ضرب لنفسه مثلا فقال: ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوكاً الآية[النحل/ 75]، و في هذا تنبيه أنه لا يجوز أن نصفه بصفة مما يوصف به البشر إلا بما وصف به نفسه. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
خداى تعالى انسانها را از آوردن مثالهائى در اين مورد منع نموده است. فَلاٰ تَضْرِبُوا لِلّٰهِ اَلْأَمْثٰالَ - النحل/ 74. سپس مىگويد و هشدار مىدهد بر اينكه او در مورد خود مثل مىزند و ما بايستى به آن روش سخن بگوئيم و مثل بزنيم زيرا گفت: إِنَّ اَللّٰهَ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ - النحل/ 74. آنگاه درباره خويش مثلى مىزند مىگويد: ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوكاً - النحل/ 75. در آيه هم تنبهى و هشدارى است بر اينكه او را با صفتى كه بشر را وصف مىكنيم او را هم توصيف كنيم مگر به آنچه خودش خود را وصف كرده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص198) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
وَ لَمّٰا ضُرِبَ اِبْنُ مَرْيَمَ مَثَلا إِذٰا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ وَ قٰالُوا أَ آلِهَتُنٰا خَيْرٌ أَمْ هُوَ مٰا ضَرَبُوهُ لَكَ إِلاّٰ جَدَلا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ إِنْ هُوَ إِلاّٰ عَبْدٌ أَنْعَمْنٰا عَلَيْهِ وَ جَعَلْنٰاهُ مَثَلا لِبَنِي إِسْرٰائِيلَ (آیه 57/سوره الزخرف) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اَللّٰهُ مَثَلا كَلِمَة طَيِّبَة كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهٰا ثٰابِتٌ وَ فَرْعُهٰا فِي اَلسَّمٰاءِ تُؤْتِي أُكُلَهٰا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهٰا (آیه 24/سوره إبراهيم) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
وَ هُوَ اَلَّذِي يَبْدَؤُا اَلْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ وَ هُوَ أَهْوَنُ عَلَيْهِ وَ لَهُ اَلْمَثَلُ اَلْأَعْلىٰ فِي اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ (آیه 27/سوره الروم) 
گفتهاند مراد از مثل وصف است يعنى براى اوست صفت عاليتر در آسمانها و زمين كه براى هيچ يك از موجودات آن صفت نيست و بآفريدن و اعادۀ خلقت قادر است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص235) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
مَثَلُ اَلَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوٰالَهُمْ فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنٰابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ (آیه 261/سوره البقرة) 
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
وَ اِتَّبَعَ هَوٰاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ اَلْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ (آیه 176/سوره الأعراف) 
شبّهه بملازمته و اتّباعه هواه و قلّة مزايلته له بالكلب الذي لا يزايل اللّهث على جميع الأحوال. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص760) 
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
انسان كفر پيشه را كه از هوا و هوسش پيوسته پيروى مىكند به سگى كه در هر حال پارس مىكند تشبيه كرده است كه كمترين فرمى است براى او با سگى كه در هيچ حال از پارس كردن دور نمىشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص201) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا اَلْأَنْهٰارُ أُكُلُهٰا دٰائِمٌ (آیه 35/سوره الرعد) 
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة، و ذلك أنّ النّدّ يقال فيما يشارك في الجوهر فقط، و الشّبه يقال فيما يشارك في الكيفيّة فقط، و المساوي يقال فيما يشارك في الكمّيّة فقط، و الشّكل يقال فيما يشاركه في القدر و المساحة فقط، و اَلْمِثْلَ عامّ في جميع ذلك. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
مراد از مثل در آيه چنانكه گفتهاند صفت است كه موصوف را مجسّم ميكند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص234) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
العرب قد تسمي الصفة و القصة الرائقة لاستحسانها أو لاستغرابها (مَثَلاً) فتشبه ببعض الأمثال لكونها مستحسنة. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
قال الليث: مَثَلُها هو الخبر عنها، و قال أَبو إِسحق: معناه صِفة الجنة، و ردّ ذلك أَبو علي، قال: لأَن المَثَلَ الصفة غير معروف في كلام العرب، إِنما معناه التَّمْثِيل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص611) 
مِثل: كلمةُ تَسْوِيَةٍ. يقال: هذا مِثْله و مَثَله كما يقال شِبْهه و شَبَهُه بمعنى; قال ابن بري: الفرق بين المُمَاثَلَة و المُساواة أَن المُساواة تكون بين المختلِفين في الجِنْس و المتَّفقين، لأَن التَّساوِي هو التكافُؤُ في المِقْدار لا يزيد و لا ينقُص، و أَما المُمَاثَلَة فلا تكون إِلا في المتفقين. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المِثْل: الشِّبْه. يقال: مِثْل و مَثَل و شِبْه و شَبَه بمعنى واحد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص610) 
قال اللَّيْثُ: المثَلُ: الشّيْءُ الذي يُضرب مَثلاً فيُجْعل مِثْلَه . . . أبو عُبيد، عن الفرّاء: يقال: مَثَلٌ و مِثْل، و شَبَه و شِبه، بمعنًى واحد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قال اللّٰه تعالى: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد: 37]. قال: مَثَلُها، هو الخبَرُ عنها. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أخبرني المُنذرِيّ عن ابن فَهم، عن ابن سلام، قال: أخبرني عُمر ابن أبي خليفة، قال: سمعت مُقاتل صاحب التفسير يسأل أبا عمرو بن العَلاء عن قول اللّٰه تعالى: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد: 35]: ما مَثلها ؟ قال: فِيهٰا أَنْهٰارٌ مِنْ مٰاءٍ غَيْرِ آسِنٍ. قال: ما مثَلها ؟ فسكَت أبو عمرو. قال: فسألت يونس عنها، فقال: مَثَلُها صِفَتُها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج15 , ص70) 
قال أَبُو إِسحاقَ: معناهُ صِفَةُ الجَنَّةِ. و رَدَّ ذلِكَ أَبُو عَلِىٍّ، قال: لأَنَّ المَثَل: الصِّفَة، غيرُ مَعْروفٍ فى كَلامِ العَرَبِ، إِنَّما مَعْناه التَّمْثِيل. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص161) 
المَثَلُ: الحَدِيثُ نَفْسُه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص160) 
المَثَلُ : الذي تَضْرِبُه العَرَبُ. و الصِّفَةُ، من قَوْلِهِ عَزَّ و جَلَّ: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ أي صِفَتُها. و الحُجَّةُ أيضاً. و الحَدِيْثُ نَفْسُه، و رَجُلٌ مِمْثَالٌ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج10 , ص150) 
إِنَّ مَثَلَ عِيسىٰ عِنْدَ اَللّٰهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرٰابٍ ثُمَّ قٰالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ (آیه 59/سوره آل عمران) 
مثل در اين آيه بمعنى صفت و حال است يعنى حال و جريان عيسى در پدر نداشتن مانند جريان آدم است كه خدا از خاكش آفريد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص234) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
وَ مَثَلُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ اَلَّذِي يَنْعِقُ بِمٰا لاٰ يَسْمَعُ إِلاّٰ دُعٰاء وَ نِدٰاء (آیه 171/سوره البقرة) 
قصد تشبيه المدعوّ بالغنم، فأجمل و راعى مقابلة المعنى دون مقابلة الألفاظ، و بسط الكلام: مثل راعي الذين كفروا و الّذين كفروا كمثل الّذي ينعق بالغنم، و مثل الغنم التي لا تسمع إلاّ دعاء و نداء. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص760) 
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
در اين آيه چه زيبا مقابله معنى بدون لفظ در تشبيه آورده است مىگويد مثل كفار و هشدار دادن به آنها مثل چوپانى است كه گوسپندان را بانگ مىزند و گوسپندان جز آهنگى در همان حدود بانگ و صدا چيزى نمىفهمند اينان نيز همانند گوسپندانند كه مفهومى از حقيقت ايمان را درك نمىكنند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص201) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
لِلَّذِينَ لاٰ يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ مَثَلُ اَلسَّوْءِ وَ لِلّٰهِ اَلْمَثَلُ اَلْأَعْلىٰ (آیه 60/سوره النحل) 
أي: لهم الصّفات الذّميمة و له الصّفات العلى. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
يعنى ناباوران به خداوند صفات بدى دارند و صفات او متعالى است. خداى تعالى انسانها را از آوردن مثالهائى در اين مورد منع نموده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص198) 
قالَ الزَّجّاجُ: جاءَ فى التَّفْسِيرِ أَنَّه قولُ: «لا إِلهَ إِلاّ اللّٰه». و تَأْوِيلُه: أَنَّ اللّٰهَ أَمَرَ بالتَّوْحِيدِ، و نَفْىِ كُلِّ إِلهٍ سِواهُ، و هِى الأَمْثالُ. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المَثَلُ: الحَدِيثُ نَفْسُه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج10 , ص160) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
مَثَلُ اَلسَّوْءِ: أي الصفة الذميمة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص470) 
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
جاء في التفسير: أَنه قَوْلُ لا إِله إِلاَّ الله و تأْويلُه أَن الله أَمَر بالتوحيد و نَفى كلَّ إِلهٍ سِواهُ، و هي الأَمثال. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص611) 
مِثل: كلمةُ تَسْوِيَةٍ. يقال: هذا مِثْله و مَثَله كما يقال شِبْهه و شَبَهُه بمعنى; قال ابن بري: الفرق بين المُمَاثَلَة و المُساواة أَن المُساواة تكون بين المختلِفين في الجِنْس و المتَّفقين، لأَن التَّساوِي هو التكافُؤُ في المِقْدار لا يزيد و لا ينقُص، و أَما المُمَاثَلَة فلا تكون إِلا في المتفقين. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المِثْل: الشِّبْه. يقال: مِثْل و مَثَل و شِبْه و شَبَه بمعنى واحد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص610) 
مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ فِيهٰا أَنْهٰارٌ مِنْ مٰاءٍ غَيْرِ آسِنٍ (آیه 15/سوره محمد) 
مراد از مثل در آيه چنانكه گفتهاند صفت است كه موصوف را مجسّم ميكند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص234) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
مَثَلُ مٰا يُنْفِقُونَ فِي هٰذِهِ اَلْحَيٰاةِ اَلدُّنْيٰا كَمَثَلِ رِيحٍ فِيهٰا صِرٌّ (آیه 117/سوره آل عمران) 
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
إِنْ هُوَ إِلاّٰ عَبْدٌ أَنْعَمْنٰا عَلَيْهِ وَ جَعَلْنٰاهُ مَثَلا لِبَنِي إِسْرٰائِيلَ (آیه 59/سوره الزخرف) 
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
أَي آيةً تدلُّ على نُبُوّتِه. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
مِثل: كلمةُ تَسْوِيَةٍ. يقال: هذا مِثْله و مَثَله كما يقال شِبْهه و شَبَهُه بمعنى; قال ابن بري: الفرق بين المُمَاثَلَة و المُساواة أَن المُساواة تكون بين المختلِفين في الجِنْس و المتَّفقين، لأَن التَّساوِي هو التكافُؤُ في المِقْدار لا يزيد و لا ينقُص، و أَما المُمَاثَلَة فلا تكون إِلا في المتفقين. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المِثْل: الشِّبْه. يقال: مِثْل و مَثَل و شِبْه و شَبَه بمعنى واحد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص612) 
يكون «المثل» بمعنى: الآية، قال اللّٰه تعالى في صفة عِيسى: وَ جَعَلْنٰاهُ مَثَلاً لِبَنِي إِسْرٰائِيلَ [الزخرف: 59] أي آية تدلُّهم على نُبُوّته. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج15 , ص71) 
وَ لاٰ يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلاّٰ جِئْنٰاكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيرا (آیه 33/سوره الفرقان) 
ظاهرا مراد از مثل در اين آيه بمعنى حديث و سؤال است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص234) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
وَ لَمّٰا ضُرِبَ اِبْنُ مَرْيَمَ مَثَلا إِذٰا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ (آیه 57/سوره الزخرف) 
المِثْل: الشِّبْه. يقال: مِثْل و مَثَل و شِبْه و شَبَه بمعنى واحد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
مِثل: كلمةُ تَسْوِيَةٍ. يقال: هذا مِثْله و مَثَله كما يقال شِبْهه و شَبَهُه بمعنى; قال ابن بري: الفرق بين المُمَاثَلَة و المُساواة أَن المُساواة تكون بين المختلِفين في الجِنْس و المتَّفقين، لأَن التَّساوِي هو التكافُؤُ في المِقْدار لا يزيد و لا ينقُص، و أَما المُمَاثَلَة فلا تكون إِلا في المتفقين. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص612) 
يكون «المثل» بمعنى: الآية. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
جاء في التّفسير : أنّ كفَّار قريش خاصمت النبيَّ صلّى اللّٰه عليه و سلّم، فلما قيل لهم: إِنَّكُمْ وَ مٰا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَهٰا وٰارِدُونَ (98) [الأنبياء: 98] قالوا: قد رَضِينا أن تكون آلهتنا بمنزلة عيسى ابنِ مريم و الملائكة الذين عُبِدوا مِن دُون اللّٰه. فهذا معنى ضَرب المَثل بعيسى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج15 , ص71) 
وَ لَقَدْ ضَرَبْنٰا لِلنّٰاسِ فِي هٰذَا اَلْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ (آیه 58/سوره الروم) 
المَثَل: واحد الأمثال من الكلام التي يشبّه بها أمثالها في المعنى، و أصله من المِثل. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المَثَل: الوصف. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص6220) 
ذٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي اَلتَّوْرٰاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي اَلْإِنْجِيلِ (آیه 29/سوره الفتح) 
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أي صفتهم فيها. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
أَي صِفَتُهم. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أَي ذلك صفةُ محمدٍ، صلى الله عليه و سلم، و أَصحابِه في التوراة، ثم أَعلمهم أَن صفتهم في الإِِنجيل كَزَرْعٍ. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص612) 
مِثل: كلمةُ تَسْوِيَةٍ. يقال: هذا مِثْله و مَثَله كما يقال شِبْهه و شَبَهُه بمعنى; قال ابن بري: الفرق بين المُمَاثَلَة و المُساواة أَن المُساواة تكون بين المختلِفين في الجِنْس و المتَّفقين، لأَن التَّساوِي هو التكافُؤُ في المِقْدار لا يزيد و لا ينقُص، و أَما المُمَاثَلَة فلا تكون إِلا في المتفقين. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المِثْل: الشِّبْه. يقال: مِثْل و مَثَل و شِبْه و شَبَه بمعنى واحد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص610) 
أخبرني المُنذرِيّ عن ابن فَهم، عن ابن سلام، قال: أخبرني عُمر ابن أبي خليفة، قال: سمعت مُقاتل صاحب التفسير يسأل أبا عمرو بن العَلاء عن قول اللّٰه تعالى: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد: 35]: ما مَثلها ؟ قال: فِيهٰا أَنْهٰارٌ مِنْ مٰاءٍ غَيْرِ آسِنٍ. قال: ما مثَلها ؟ فسكَت أبو عمرو. قال: فسألت يونس عنها، فقال: مَثَلُها صِفَتُها. قال محمّد بن سلام: و مثل ذلك قولُه تعالى: ذٰلِكَ مَثَلُهُمْ فِي اَلتَّوْرٰاةِ وَ مَثَلُهُمْ فِي اَلْإِنْجِيلِ [الفتح: 29] أي صِفتهم. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
قال اللَّيْثُ: المثَلُ: الشّيْءُ الذي يُضرب مَثلاً فيُجْعل مِثْلَه . . . أبو عُبيد، عن الفرّاء: يقال: مَثَلٌ و مِثْل، و شَبَه و شِبه، بمعنًى واحد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج15 , ص70) 
وَ إِذٰا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِمٰا ضَرَبَ لِلرَّحْمٰنِ مَثَلا (آیه 17/سوره الزخرف) 
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
يٰا أَيُّهَا اَلنّٰاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ (آیه 73/سوره الحج) 
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
العرب قد تسمي الصفة و القصة الرائقة لاستحسانها أو لاستغرابها (مَثَلاً) فتشبه ببعض الأمثال لكونها مستحسنة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
مِثل: كلمةُ تَسْوِيَةٍ. يقال: هذا مِثْله و مَثَله كما يقال شِبْهه و شَبَهُه بمعنى; قال ابن بري: الفرق بين المُمَاثَلَة و المُساواة أَن المُساواة تكون بين المختلِفين في الجِنْس و المتَّفقين، لأَن التَّساوِي هو التكافُؤُ في المِقْدار لا يزيد و لا ينقُص، و أَما المُمَاثَلَة فلا تكون إِلا في المتفقين. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المِثْل: الشِّبْه. يقال: مِثْل و مَثَل و شِبْه و شَبَه بمعنى واحد. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
ذلك أَنهم عَبَدُوا من دون الله ما لا يَسْمَع و لا يُبْصِر و ما لم ينزِل به حُجَّة، فأَعْلَم اللهُ الجوَاب ممَّا جعلوه له مَثَلاً و نِدًّا فقال: إِنَّ اَلَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ لَنْ يَخْلُقُوا ذُبٰاباً ; يقول: كيف تكونُ هذه الأَصنامُ أَنْداداً و أَمثالاً للهِ و هي لا تخلُق أَضعفَ شيء مما خلق اللهُ و لو اجتمعوا كلُّهم له، وَ إِنْ يَسْلُبْهُمُ اَلذُّبٰابُ الضعيفُ شيئاً لم يخلِّصوا المَسْلوبَ منه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص612) 
قال اللَّيْثُ: المثَلُ: الشّيْءُ الذي يُضرب مَثلاً فيُجْعل مِثْلَه . . . أبو عُبيد، عن الفرّاء: يقال: مَثَلٌ و مِثْل، و شَبَه و شِبه، بمعنًى واحد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج15 , ص70) 
سٰاءَ مَثَلا اَلْقَوْمُ اَلَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيٰاتِنٰا (آیه 177/سوره الأعراف) 
مثلا ظاهرا بمعنى وصف است چنانكه از آيۀ ما قبل روشن ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص235) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ اَلَّذِي اِسْتَوْقَدَ نٰارا (آیه 17/سوره البقرة) 
شبّه من آتاه اللّه تعالى ضربا من الهداية و المعارف، فأضاعه و لم يتوصّل به إلى ما رشّح له من نعيم الأبد بمن استوقد نارا في ظلمة، فلمّا أضاءت له ضيّعها و نكس فعاد في الظّلمة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص760) 
اَلْمَثَلُ عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة، ليبيّن أحدهما الآخر و يصوّره. نحو قولهم: الصّيف ضيّعت اللّبن فإن هذا القول يشبه قولك: أهملت وقت الإمكان أمرك. و على هذا الوجه ما ضرب اللّه تعالى من الأمثال. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
اَلْمَثَلُ يقال على وجهين: أحدهما: بمعنى المثل. نحو: شبه و شبه، و نقض و نقض. قال بعضهم: و قد يعبّر بهما عن وصف الشيء. نحو قوله: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ [الرعد/ 35]. و الثاني: عبارة عن المشابهة لغيره في معنى من المعاني أيّ معنى كان، و هو أعمّ الألفاظ الموضوعة للمشابهة. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص759) 
در اين آيه كسى را كه خداوند نوعى از هدايت و يارى داده است و آن را ضايع مىكند و با همان هدايت الهى و يارى او به نعمت جاودان كه برايش در نظر گرفته نمىرسد به كسى تشبيه مىكند كه در تاريكى آتشى مىافروزد همينكه به او روشنائى داد ضايعش مىكند، بازگونه مىشود و در ظلمت قرار مىگيرد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص201) 
مَثَل: سخنى درباره چيزى است كه آن را با سخنى در چيز ديگر شباهت مىدهد كه ميان آن دو چيز تشابهى هست و يكى از آنها ديگرى را روشن و بيان مىكند و تجسم مىدهد، مثلاينكه مىگويند در تابستان شير فاسد شد، اين مثل سخنى را كه مىگويند، كارت را در وقت مناسب مهمل گذاردى شباهت مىدهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص196) 
چنانكه گفتهاند - مَثَلْ - دو گونه است: اول: بمعنى مِثْل و شبيه مثل شبه و شبه، بعضى گفتهاند، مثل و مثل را به توصيف چيزى تعبير مىشود، مثل آيه: مَثَلُ اَلْجَنَّةِ اَلَّتِي وُعِدَ اَلْمُتَّقُونَ - الرعد/ 35. دوم: عبارت از مشابهت و همسانى چيزى با ديگرى در يكى از جهات معنوى و هر معنى كه باشد و اين عمومىترين لفظى است كه براى مشابهت دو چيز وضع شده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج3 , ص197) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
المَثَلُ بالتحريك: عبارة عن قول في شيء يشبه قولا في شيء آخر بينهما مشابهة ليبين أحدهما الآخر و يصوره و يدني المتوهم من المشاهد. و إن شئت قلت هو عبارة عن المشابهة بغيره في معنى من المعاني، و إنه لإدناء المتوهم من المشاهد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج5 , ص469) 
فَجَعَلْنٰاهُمْ سَلَفا وَ مَثَلا لِلْآخِرِينَ (آیه 56/سوره الزخرف) 
مثل در آيه بمعنى عبرت است كه بصورت مثل سائر آمده. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص235) 
مَثَل: (بر وزن فرس) مانند، دليل، صفت، عبرت، علامت، حديث و مثل دائر (اقرب) قاموس از جمله صفت، حجّت و حديث را ذكر كرده است و آن بمعنى شبيه و مانند نيز آمده است چنانكه طبرسى تصريح كرده است. و در كشاف و جوامع الجامع «حال» را نيز از معانى آن شمرده است. راغب ميگويد: مثل (بر وزن فرس) قولى است دربارۀ چيزى كه شبيه است بقولى دربارۀ چيزى ديگر تا يكى آنديگرى را بيان و مجسّم كند. نگارنده گويد: بيشتر موارد استعمال آن در قرآن همان قول راغب است گرچه در معانى ديگر نيز آمده است. و خداوند جريانى و حكايتى و قولى ميآورد سپس مطلب مورد نظر را با آن تطبيق ميكند، در واقع مثل براى تفهيم مطلب و اشباع ذهن شنونده آورده ميشود. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج6 , ص233) 
معنى قوله وَ مَثَلاً أَي عِبْرة يعتبِر بها المتأَخرون. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
مِثل: كلمةُ تَسْوِيَةٍ. يقال: هذا مِثْله و مَثَله كما يقال شِبْهه و شَبَهُه بمعنى; قال ابن بري: الفرق بين المُمَاثَلَة و المُساواة أَن المُساواة تكون بين المختلِفين في الجِنْس و المتَّفقين، لأَن التَّساوِي هو التكافُؤُ في المِقْدار لا يزيد و لا ينقُص، و أَما المُمَاثَلَة فلا تكون إِلا في المتفقين. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
المِثْل: الشِّبْه. يقال: مِثْل و مَثَل و شِبْه و شَبَه بمعنى واحد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج11 , ص612) 
قد يكون «المَثَل» بمعنى: العِبْرة: و منه قولُ اللّٰه تعالى: فَجَعَلْنٰاهُمْ سَلَفاً وَ مَثَلاً لِلْآخِرِينَ (56) [الزخرف. ¦¦ 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
أي عِبْرة يَعْتبر بهم المُتأَخِّرون. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج15 , ص71) 