bookmark

معنای نيو

نيو

بالكسر و ياى مجهول،دلاور و شجاع،اسدى گويد: يل نيو را كرد پدرود ماه شد آشفته از باغ زى بارگاه بيت و در فرهنگ بمعنى ناودان آورده،سنائى گويد: بيت بر دو سوى سر آن دو گوش چو نيو چه كنى در پى خروش و غريو و ظاهرا بدينمعنى اماله ناواست،چنانكه گذشت،و آن بمعنى ناودان نيست بلكه ناودان موضعى است كه بدان ناو گذارند.
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1443)
sourceLink

به كسر اول و ثانى مجهول بر وزن ديو به معنى پهلوان و شجاع و دلير و مردانه و دلاور و بهادر باشد و به معنى ناودان هم آمده است و به كسر اول و ضم ثانى به معنى راست باشد كه نقيض كج است.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص925)
sourceLink

- [بوزن ديو] دلير و مردانه باشد [3]. مثالش شمس فخرى گويد: شعر كريم و كامل و صافى ضميرست شجاع و صفدر و كين‌توز و نيوست
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1447)
sourceLink

بر وزن ديو بمعنى شجاع و دلير و پهلوان آمده آن را نو نيز كويند حكيم اسدى كفته يل نيو را كرد پدر و دماه شد آشفته از باغ زى باركاه و در فرهنك جهانكيرى بمعنى ناودان آورده و بشعر حكيم سنائى مستند شده كه كفته نرود سوى آن دو كوش چو نيو چه كنى در پى خروش غريو و اكر بيت چنين باشد ظاهرا بدين معنى اماله ناو است چنانكه كفته شد و ان بمعنى ناودان نيست بلكه ناودان موضعى است كه بدان ناو كذارند و آب از آن جارى شود
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص729)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]ياى مجهول-دلير و شجاع و پهلوان و بهادر و مردانه و دلاور.و نادان.و مجراى آب و مجرايى كه آرد پس از نرم شدن از آن روان مى‌گردد.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3807)
sourceLink

(صفت ، اسم) مرد دلير و مردانه. بهادر. گرد. دلاور. شجاع. پهلوان. دلير مبارز. ¦¦نيك. خوب. ¦¦ (اسم) ناودان.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3100)
sourceLink

پهلوان.فردوسى گفته است : چو طوس و چو گودرز و كشواد و گيو#چو گرگين و فرياد و بهرام و نيو
(
فرهنگ قواس
, ص96)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.