فَإِنَّ اَلنَّازِلَ بِهَذَا اَلْمَنْزِلِ نَازِلٌ بِشَفَا جُرُفٍ هَارٍ جاى ويران و ريزش دار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( واژه های نهج البلاغهواژه های نهج البلاغه
, ص76) 
اصل آن هائر است كه به معناى ويران است و از ثلاثى مجرد به مزيد نقل شده است مانند شائك و شاكى 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم ترجمه شرح نهج البلاغه ابن میثم
) 
الهار: اسم فاعل مخفف من الهائر المنهدم او المشرف على الانهدام (اقرب) خراب شده يا آنچه نزديك به خراب شدن است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( قاموس نهج البلاغهقاموس نهج البلاغه
) 
الهاير المنصدع المشرف على التهدم 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( اعلام نهج البلاغةاعلام نهج البلاغة
, ص107) 
الضعيف الساقط المنهدم يقال هار الجرف يهور هورا فهو هائر و هار كقاض 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( منهاج البراعة (خویی)منهاج البراعة (خویی)
) 
شفاء الشىء حرفه و الجرف بالضم و بضمتين ما تجرفه السيول و أكلته من الأرض و الهار كالهائر المتهدم او المشرف على الإنهدام 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( نهج البلاغة (نسخه بنیاد نهج البلاغه)نهج البلاغة (نسخه بنیاد نهج البلاغه)
) 
كناره هاى دريا كه بواسطه تلاطم آب زيرش خالى شده و هر لحظه ممكن است فرو بريزد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ نهج البلاغهفرهنگ نهج البلاغه
, ص89) 
تَرَكَتِ المُخَّ رَاراً و المَطِيَّ هَاراً الهارُ الساقط الضعيف 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص268) 
الهَارُ : الضَّعيفُ السّاقِطُ من شِدَّةِ الزَّمَانِ، و يروي بالتَّشْدِيد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج7 , ص629) 