bookmark

معنی جمهلو

جمهلو [ jamhalu ] [ jamahlu ]

به فتح اول و هاى هوز بر وزن گنجلو نام جنسى است از غله كه آن را مشنك خوانند و به هندى كلاو گويند و به فتح اول و ثانى هم آمده است كه بر وزن غرضگو باشد و بعضى مشنك را مشتك خوانده‌اند و گفته‌اند جمهلو نوعى از بازى باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص275)
sourceLink

بفتحتين و سكون ها و ضم لام،دانه‌ايست ما بين عدس و ماش،و بفتح ها و سكون ميم نيز گفته‌اند.
(
فرهنگ رشیدی
, ص537)
sourceLink

- [بفتح جيم و سكون هاء و ضم لام] در نسخۀ ميرزا مشنگ باشد كه نوعى از مزروعات است و [بوزن هرزه گو] نيز بنظر رسيده.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص362)
sourceLink

بفتح اول و هاء هوّز نام جنسى است از غلّه ما بين عدس و ماش و بعضى مشنك دانسته‌اند و بفتح هاء و سكون ميم نيز كويند
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص299)
sourceLink

[اسم‏] [فارسی‏] قسمتى از غله.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1124)
sourceLink

مشتك و كتك .
(
فرهنگ قواس
, ص189)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.