پرن بفتحتين،و پرو،و پروه بسكون را،هر سه بمعنى پروين باشد،كمال گويد: مصراع بنات نعش بهم درفتد بشكل پرن اسدى گويد: بيت خم طاق هر يك چو پر تذرو ز بس رنگ ياقوت رخشان چوپرو و نيز پروه بمعنى چادر،و آنچه در جنگ و تاخت از غنيم گيرند،و بتركى اولجا گويند،شرف شفروه گويد: بيت آن جگر گوشۀ ياقوت كه از كان خيزد در شبيخون سخا پروۀ يغماى تو باد و ظاهرا بدينمعنى برده است بمعنى اسيرنه نهپروه،و اللّه اعلم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص290) 
بر وزن چمن پروين را گويند و آن چند ستاره است يك جا جمع شده در كوهان تور و به عربى ثريا خوانندش و نام منزلى از منازل قمر هم هست و به معنى ديروز هم گفتهاند كه روز گذشته باشد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص197) 
بر وزن چمن بمعنى پروين آمده كمال اسمعيل كفته شعر ز بخشش تو اكر بانك بر زمانه زنند بنات نعش بهم درفتد بشكل پرن و آن را پرو و پره نيز كفتهاند اسدى كفته شعر خم طاق هريك چو پرّ تذرو ز بس رنك ياقوت رخشان چو پرو 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص224) 
- [به راى مهمله بوزن رسن] پروين باشد. مثالش خلاق المعانى گويد: بيت بگاه فكرت اگر بر بنات نعش خورم بنوك كلك بنظم آورم چنان پرنش 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص253) 
«پروين»باشد.فرخى گفت: بيت تا چو خورشيد نتابد ناهيد تا دو پيكر نبود نجم پرن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص235) 
[اسم][فارسی]پروين و ثريا.و منزلى از منازل قمر. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[معين فعل][فارسی]ديروز و روز گذشته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص725) 
(اسم) ديباى منقش و لطيف. پرنيان. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(اسم ، قید) ديروز. روز گذشته. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص576) 
پروين را گويند.فرخى گويد: تا چو خورشيد نتابد ناهيد#تا دو پيكر نبود همچو پرن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص14) 