bookmark

معنی اورمزد

اورمزد

بر وزن روز دزد به معنى اورمز است كه نام روز اول از هر ماه شمسى و نام ستاره مشترى و نام فرشته‌اى كه موكل است بر روز اول هر ماه و نام پسرزاده اسفنديار باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص99)
sourceLink

- [بضم همزه و ميم و سكون واو و راء مهمله و معجمه] نام مشترى. و روز اول از ماههاى فارسيان. مثال معنى اول را حكيم سنائى فرمايد: شعر كه كند اورمزدت از سر زهد زين جهان سيرو زان جهان ناهار و [بحذف واو] نيز بنظر رسيده چنانكه هم او گويد: شعر قوس و حوتست خانۀ ارمزد جدى و دلو از زحل بجويد مزد مثال معنى دوم مسعود سعد سلمان فرمايد: شعر امروز اورمزدست اى يار غمگسار برخيز و ناز كم كن و آن جام مى بيار و در فرهنگ نام فرشته‌اى نيز باشد كه مصالح روز اورمزد بدو متعلق است.
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ص29)
sourceLink

دو معنى دارد اول نام مشتريست (ابو شكور گفت: [بيت] نه بهرام گوهرت و[نه]اورمزد فرزدى و جاويد نبود فرزد) دوم اول ماهست باصطلاح پارسيان . دقيقى گفت بيت بهرامى آنگهى كه بخشم افتى بر گاه اورمزد در فشانى
(
صحاح الفرس
, ص73)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]اورمز بهمۀ معانى و رب الارباب و واجب الوجود.
(
فرهنگ نفیسی
, ص452)
sourceLink

ستارۀ مشترى باشد.بو شكور گفت: نه بهرام گوهرت و نه اورمزد#فرزدىّ‌ و جاويد نبود فرزد.
(
لغت فرس
, ص35)
sourceLink

نيز مشترى است.خاقانى گفته است: روز و شب گرگ آشتى كردند آنگه بر فلك#آشتى‌شان اورمزد مهربان انگيخته.
(
فرهنگ قواس
, ص13)
sourceLink

اورمزد

(اسم) ←اهورامزدا. || (اصطلاح نجوم) ستارۀ مشترى.← مشترى.|| روز اول از هر ماه شمسى براساس گاهشمارى ايرانيان باستان.
(
لغت نامه دهخدا
, ص274)
sourceLink

اورمزد و اورمز و ارمزد

بحذف واو،و ارمز،بحذف واو و دال،هر چهار، مشترى باشد،و اورمزد نام روز اول از ماه فارسيان،و فرشته‌ايست كه مصالح آن روز بدو متعلقست،شاعر گويد: بيت كمين بندۀ تو بود اورمز كه تو چون شبانى و ايشان چو بز و بجاى الف‌ها نيز آمده چون هورمزد.
(
فرهنگ رشیدی
, ص172)
sourceLink

اورمز و اورمزد

بضم اول و ميم و سكون ثانى مجهول و ثالث و زاى نقطه‌دار نامى است از نامهاى پارسى ايزد تعالى همچنين نام ستارۀ مشترى است كه آن را زاوش نيز خوانند و ديكر نام روز اول است از هر ماه شمسى و نام فرشته‌ايست كه تدبير امور روز اورمز بدو متعلق است و در آن ايام وجد كنند چنانكه حكيم فردوسى كفته شعر شب اورمزد آمد و ماه دى ز كفتن برآساى و بردار مى مختارى كفته شعر دو جا جنبد جهان را بسوى صدر جهان ز اورمزد دى و غرۀ مه رمضان عنصرى كفته شعر بخار دريا بر اورمزد فروردين همى فروكسلد عقدهاى درّ ثمين و بحذف دال و ضمّ ميم آمده كمين بندۀ تو بود اورمز كه تو چون شبانى و ايشان چو بز و نام هرمز پادشاه مشهور در پارسيان متعدد بوده و بنسه يعنى نبيرۀ اسفنديار نيز اين نام داشته فردوسى كفته شعر سر شاه و ديهيم شاه اورمزد كه رخشان بدى چون بماه اورمزد و نام آخنوخ مشهور بادريس نبى كه بهرمس معروف است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص127)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.