المُنضِّح

اسم فاعل ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای المُنضِّح

مُنضِّح

(طب)الَّذي يُسبِّب التَّنْضاح،مُعرِّق:«دواء مُنضِّح»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1418)
sourceLink

مداخل هم ریشه المُنضِّح

النون و الضاد و الحاء أصلٌ‌ يدلُّ‌ على شيءٍ يُندَّى، و ماء يُرشّ‌.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص438)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.