نسَّلَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای نسَّلَ

نسَّلَ

نَسَل:«نَسَّلَ‌ نسيج» ¦¦
حلَّ‌ خيوطًا، فكَّها:«نَسَّلَ‌ نَسيجًا»،«نسَّل خِرْقة»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1407)
sourceLink

نَسَّلَه

پاره‌پاره كردن،نخ‌نخ كردن،ريش‌ريش كردن(جامۀ ژنده را)؛از هم باز كردن(پارچۀ بافته را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص687)
sourceLink

مداخل هم ریشه نسَّلَ

النون و السين و اللام أصلٌ‌ صحيح يدلُّ‌ على سَلِّ‌ شيءٍ و انسلاله.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص420)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.