اسْتَرْضَى طلَب الرِّضى: «اسْتَرْضَى أَباه» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
راضى:«كانتْ تسترضي الخُدَّام بقَليل من البَخْشيش» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص562) 
اِسْتَرْضَيْتُهُ اِسْتِرْضَاء طلبت اليهِ ان يُرضيني ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طلبت رضاهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص391) 
اسْتَرْضَاهُ طلب رضاه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
إِستَرضَيتُه:طلبتُ اليه ان يرضيني 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص265) 
از او خواست كه ويرا راضى كند ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
رضايت او را خواست 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص57) 
طلب رضاه ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طلب إِليه أن يُرْضِيَه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص351) 
درصدد رضايتِ(كسى)برآمدن؛ رضايت(كسى را)جلب كردن،خشنودى(كسى را)خواستن؛تسكين دادن،آرامش بخشيدن، دوستانه رفتار كردن،خوشرفتارى كردن،خوش خدمتى كردن،جلب توجه كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص238) 
طَلَبَ إليه أَنْ يُرْضِيَهُ ; نقلَهُ الزمَخْشريُّ . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اسْتَرضاهُ و تَرضَّاهُ : طَلَبَ رِضاهُ بحمدٍ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج19 , ص463) 
طَلَبَ رِضاهُ ، و رَضِيتُهُ ، ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طَلَبَ إليه أن يُرْضِيَهُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( القاموس المحیطالقاموس المحیط
, ج4 , ص368) 
يحسن بالولد أن يَسْتَرْضِيَ والديه قبل وفاتهما يطلب رضاهما 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص275) 