المُبيِّض نويسنده و نسخه بردار از كتاب. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
لباسشو ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سفيدگر 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص776) 
مَنْ يُبيِّض الأَواني النُّحاسيَّة و يطليها بالقَصدير ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مُسْتَحضَر يزيل الأَلْوان عن نسيج 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص136) 
من يُبيِّض الجدار أَو النُّحاس. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص79) 
ج.--ون:سفيدشوى، سفيدكننده؛سفيدگر؛نسخهبردار،رونويسكن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص56) 
بيّض الشيءَ:جعله أبيض، و الفاعل مُبيِّض ،و يطلق الآن على جَلاّء النحاس. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ج2 , ص1216) 
رَجُلٌ مُبَيِّضٌ كمُحَدِّثٍ: لاَبِسٌ ثِيَاباً بِيضاً . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج10 , ص26) 