تَخَزَّقَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعّل
bookmark

معنای تَخَزَّقَ

تَخَزَّقَ

مطاوع خَزَق
(
المنجد فی اللغة
, ص177)
sourceLink

انشقَّ‌ و تمزَّق:«تَخَزَّقَ‌ ثوبٌ‌»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص382)
sourceLink

(مطاوعِ خَزَقَ و خَزَّقَ‌)سوراخ شدن،خنجر خوردن،زخم خوردن؛پاره شدن، دريده شدن،چاك خوردن،شكافته شدن.
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص163)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.