خَزَّقَ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب تفعیل
bookmark

معنای خَزَّقَ

خَزَّقَ

خَزَقَ‌:«خَزَّقَ‌ ثَوْبَه»
(
المنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص382)
sourceLink

خَزَّقَه

پاره كردن،چاك زدن،دريدن،شكافتن (چيزى را).
(
فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص163)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.