نَشُؤَ ينشُؤُ نَشْا و نُشُوْءا و نَشَاء و نَشْاَة و نَشَاءَة حيي و حدث و تجدَّد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص399) 
نَشُؤَتِ السحابةُ ارتفعت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص807) 
نَشُؤَ الشيءُ حدث و تجدَّد وحيي 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص807) 
نَشُؤَ الطفلُ شبَّ و قرب من الإِدراك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص807) 
نَشُؤَ عن، من نشأت گرفتن،سرچشمه گرفتن، منبعث شدن،ناشى شدن؛ريشه گرفتن؛منتج شدن(از...)؛از پى(چيزى)آمدن،(در اثر چيزى)برآمدن،رخ دادن،مُشتَق شدن(از...)؛ باليدن،رشد كردن،پرورش يافتن،بزرگ شدن؛به منصۀ ظهور رسيدن،تكامل يافتن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص688) 
نَشُؤَ مرادف (نَشَأَ)است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص913) 
(نَشْء ' ،نَشُوْء ' ،نَشْأَة ' ):پديد آمدن،سربرآوردن،بيرون آمدن،ظاهر شدن،سر زدن؛به وجود آمدن،شكل گرفتن،متجلّى شدن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص688) 