نَجَّزَهُ أَنْجَزَهُ ،و لكن«أَنْجَزَهُ»أكثرُ استعمالا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص731) 
انجام دادن،اجرا كردن،محقق ساختن، جامۀ عمل پوشاندن،عملى كردن،صورت دادن، به انجام رساندن،تكميل كردن(چيزى را)؛ برآوردن(آرزويى،خواستهاى و نظاير آن را)، پاسخ دادن(به نياز،خواسته و نظاير آن). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص674) 
نَجَّزَ فى عمله اوشك ان يتمّه(عاميّة) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص791) 
كار را نزديك بپايان رسانيد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص901) 
نَجَّزَ الشّيءُ آن چيز نزديك بپايان رسيد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص901) 
قارب الانتهاءَ(عاميّة) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص791) 
نَجَّزَ الحاجةَ نياز را بر طرف كرد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص901) 
بمعنى نجزها. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص351) 
قضاها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص791) 
نَجَّزَ الشى ءَ مبالغة نَجَزَهُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص903) 