تَمَرَّق إِنْتَشَر و تساقط من مَرض أو نحوه: «تمرّق شعره» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص1335) 
يقال: مَرَقَ شَعْرُه و تَمَرَّق و امَّرق إذا انتثر و تساقط من مرض أَو غيره. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج10 , ص340) 
تَمَرَّقَ الثَّوْبُ آن جامه به رنگ اَلْمُرَّيْق(زرد) درآمد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص259) 
قَبِلَ الصبغ بالمُرَّيق 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص758) 
قبل الصبغ بالمريق. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص195) 
قَبِل الصَّبْغَ بالمُرَّيق:العُصفر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص865) 
قَبِلَ ذلك; و أنشد الباهلي: يا ليتَني لكِ مِئْزر مُتَمرَّق بالزَّعْفران، لبِسْتِه أَياما 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج10 , ص342) 
قَبِل ذلك. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج6 , ص412) 
تَمَرَّقَ الشَّعَرُ موى در اثر بيمارى و جز آن ريخته شد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
موى كنده شد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص259) 
نتف و انتثر و تساقط من مرضٍ او غيرهِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج5 , ص195) 
انتثر و تساقط من مَرَض أَو غيره. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ج2 , ص865) 
تَمرَّقَ الشَّعرُ، و امَّرقَ : انتَثَر و تَساقَط من مَرضٍ أَو غيرهِ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج13 , ص441) 
تَمَرَّق شَعْرُهُ إذا انتثر و تساقط من مرض أَو غيره 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص550) 