تَدَفَّعَ تدفَّق فدفَع بعضُه بعضًا:«تَدَفَّعتِ السُّيولُ في الشَّوارع» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص472) 
تصادم كردن؛تند گريختن؛جارى شدن، تند جريان داشتن(آب)؛به نظر آمدن،خطور كردن(فكر،خيال...). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص199) 
تَدَفَّعَ السَّيْلُ سيل به راه افتاد و امواج آن بر يكديگر فشار آوردند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص218) 
فاض فدفع بعضُهُ بعضاً 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص218) 
دفع بعضهُ بعضاً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ج2 , ص215) 
دَفَعَ بعضه بعضا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص228) 
اندفع 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص289) 
دفَع بعضُه بعضاً. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص88) 
دَفَعَ بَعْضُهُ بَعْضاً، كانْدَفَعَ ، و هو مجَازٌ، و كَذلِكَ قَوْلُهم: قَوْلُ مُتَدَافِعٌ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج11 , ص117) 
دَفَع بعضُه بعضًا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ج2 , ص23) 