بَخَّرَ اخرج البخار 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص27) 
بخار بيرون آورد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص178) 
أَحْدَثَ بُخاراً تطهَّر به بعض الأماكن،أو تكافَح به بعض الحشرات ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
حَوَّل إلى بُخار:«بَخَّر الماءَ»،«بَخَّر سائلاً» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طَيَّب بالبَخُور،أَحرق البَخور:«بَخَّر المَذْبَح» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
تملَّق و أَطرى مُداهنةً و مصانعةً:«بخَّر فلانًا» 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص67) 
بخُور كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( دستور اللغةدستور اللغة (کتاب الخلاص)
, ص186) 
و بَخَّرَ عليهم تَبْخِيراً : نَتَّنَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج7 , ص66) 
بَخَّرَهُ دَخَّنَهُ بالبخور ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طيَّبهُ بما يُحرَق من عُودٍ و غيره بدخان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص27) 
او را با دود بخور خوشبو كرد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را بخور داد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص178) 
دخَّنَهُ بالبُخور و ثيابٌ مُبَخَّرَةٌ: مطيَّبة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص147) 
تبخير كردن،به بخار تبديل كردن؛دود دادن،بخور دادن؛ميكروبزدايى كردن؛ بخوراندود كردن،در معرض بخورات عطرآگين قرار دادن(چيزى را). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص28) 
و بَخَّرَهُ تَبْخِيراً : طَيَّبَةُ بِهِ فَتَبَخَّرَ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الطراز الأولالطراز الأول و الکناز لما علیه من لغة العرب المعول
, ج7 , ص66) 
تُبَخِّرُ الشمسُ كمّيّات كبيرة من مياه البحار تحوّلها الى بخار بحرارتها 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( معجم الأفعال المتداولة معجم الأفعال المتداولة و مواطن استعمالها
, ص40) 
بخَّر ثيابَ المريض و الأَشجارَ و نحوها طهّرها مما عسى أَن يكون قد علق بها من جراثيم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص41) 
بَخَّرَ علينا من بَخُور العُود أَي طَيَّبَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص47) 
بَخَّرَ عَلَيْهِ دَخَّنَهُ بالبخور ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طيَّبهُ بما يُحرَق من عُودٍ و غيره بدخان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص27) 
او را با دود بخور خوشبو كرد ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
او را بخور داد 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص178) 
دخَّنَهُ بالبُخور و ثيابٌ مُبَخَّرَةٌ: مطيَّبة. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص147) 
نَتَّنَ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص41) 
بخَّر الشى ءَ استخرج بخارَه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
طيّبه بالبَخُور. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص41) 
بخَّر السائلَ حَوَّله إِلى بخار بالغلَيان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص41) 
بَخَّرَ علينا نَتن يقال «أردنا ان تبخّر لنا فبخَّرت علينا» (الاساس). و في اللسان «بَخَّر علينا من بَخُور العود اَي: طيّب». 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( أقرب المواردأقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد
, ص230) 
بخَّر له طيَّب. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المعجم الوسيطالمعجم الوسيط
, ص41) 