هزاك (صفت) ابله و نادان. شخصى كه زود فريفته شود و بازى بخورد. گول. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3163) 
هزاك [ hozāk ]بالضم،ابله و نادان كه بسخن زود فريفته شود،و در نسخۀ سرورى بفتح آورده،و گفته كه ابو حفص بمعنى زبون گفته،دقيقى گويد: بيت ببايد داشت دايم خويش را راست نبايد بود مردم را هزاكا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص1487) 
به ضم اول و ثانى به الف كشيده و به كاف زده به معنى زشت و زبون باشد و ابله و نادان را نيز گويند و شخصى را هم مىگويند كه زود فريفته شود و بازى خورد و به فتح اول هم آمده است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص951) 
- [به زاى تازى. بوزن مغاك] كسى باشد كه بزبان فريفته شود [4]. مثالش اسدى گويد: [بيت] همانا بچشمت هزاك آمدم و يا چون تو ويله فغاك آمدم و در نسخۀ ابو حفص سغدى بمعنى زبون آورده و اين بيت حكيم دقيقى را مؤيد خود آورده : (1)خيش. (2)در برهان بفتح اول معنى رفتن مقابل آمدن دارد. (3)شانۀ جولاهى (برهان). (4)و ابله و نادان را نيز گويند. (برهان). بيت ببايد داشت دايم خويش را راست نبايد بود مردم را هزاكا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1527) 
بمعنى زبون و ابله و نادان كه زود فريفته شود و سرورى بفتح آورده دقيقى كفته ببايد داشت دايم خويش راست را نبايد بود مرد مرا هزاكا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص748) 
[صفت][فارسی]نادان و گول و ابله و احمق و بيوقوف و فرومايه و دون و پست.و آنكه زود فريفته ديگرى شود و گول خورد.و متكبر و خودپسند و زشت. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
[اسم][فارسی]نام باغى طولانى كه كيكاوس دويمين پادشاه پيشدادى بنا كرده بود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3937) 
ابله و زبون باشد.دقيقى گفت: كه يارد داشت با او خويشتن راست#نبايد بود مردم را هزاكا. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص91) 
ابله و نادان كه آسان فريفته شود. دقيقى گفته است: كه يارد داشت با او خويشتن راست#نبايد بود مردم را هزاكا 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص104) 