السَّفَالَة پستى و فرومايگى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص488) 
نقيض العُلاَوَة ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سُفَالةُ كلِّ شيءٍ:أسفله ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
سُفَالةُ الريحِ:نقيض عُلاوتها حيث تهبّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
النذالة و الخساسة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد فی اللغةالمنجد فی اللغة
, ص338) 
النَّذَالة 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص605) 
النَّذالَةُ و قد سَفُلَ ككَرُمَ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج14 , ص348) 
و ضمّ الفاءُ خطأٌ لأنه من ( السَفالة ): الخَساسةِ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المغرب في ترتیب المعربالمغرب في ترتیب المعرب
, ص400) 
و السَّفَالَةُ بالفتح: النَذَالةَ ، و قد سَفُلَ بالضم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الصحاح (للجوهري)الصحاح (للجوهري)
, ج5 , ص1730) 
سَفُلَ : السَّفالة :مصدر السَّفِلة . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج5 , ص3111) 
و السَّفَالَة ، بالفتح: النَّذَالة، قد سَفُلَ ، بالضم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج11 , ص337) 
سفالت بفتح سين فرومايه و زبون شدن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص723) 
سَفالة اسْمٌ لمَنْ أو لما هو سافِل:«سَفالةُ مُتملِّقٍ»،«سَفالةُ عملٍ» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
عملٌ سافِل:«أَتَى سَفالةً» ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
(طب)حَجَن 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المنجد في اللغة العربیة المعاصرةالمنجد في اللغة العربیة المعاصرة
, ص675) 
سَفَالَة پستى؛فرومايگى؛رسوايى. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ معاصر عربي - فارسي فرهنگ معاصر عربي - فارسي
, ص290) 