كده بضم كاف دو معنى دارد اول«ملازه»باشد كه بتازى«لهاة »گويند.دوم چوبكى باشد كه بكليدان دراندازند تا در گشاده نشود. طيان گفت:[بيت] باز كردم درو شدم بكده در كليدان نبود سخت كده 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص286) 
- [بضم كاف] چوبكى باشد كه بكليدان افتد تا بىكليد در وانشود [3] استاد طيان فرمايد مثال هر دو لغت را [4]: بيت در كليدان نبود سخت كده باز كردم در و شدم بكده و ديگر بمعنى كام و ملازه باشد. مثالش شمس فخرى گويد: بيت آنكه طفلان امل را دايۀ كام و مراد جز بشير و شكر مدحش بنگشايد كده و بمعنى خراش و خراشيدن نيز آمده در فرهنگ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1128) 
[اسم][فارسی]خراش.و ملازۀ كام و گلو.و كليدان.و زبانۀ كليدان.و كليدان باغ و خانه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص2773) 
(اسم) ملازه. تكمه مانندى در انتهاى كام. ملاز. لهات. كام. زبان كوچكه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2255) 
كليدان. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص125) 