bookmark

معنی هرمز

هرمز

به ضم اول و ميم و سكون ثانى و زاى نقطه‌دار در آخر نام روز اول است از هر ماه شمسى نيك است در اين روز سفر كردن و جامه نو پوشيدن و نشايد وام دادن و نام فرشته‌اى هم هست كه امور و مصالح روز هرمز به او تعلق دارد و نام ستارۀ مشترى و نام پسر بهمن بن اسفنديار و نام پسر انوشيروان هم بوده است و به معنى رب الارباب هم هست.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص949)
sourceLink

نام خدا و فرشته و نام ستاره مشترى و نام ادريس بپارسى و نام پسر انوشيروان دادكر و نام پسر بهمين بن اسپنديار و هرمز پسر انوشيروان عادل مادرش از تركستان بوده و خود برخلاف پدر پادشاهى ظالم و قتال در ايام ملك خود سيزده هزار كس از بزركان ايران ببهانه كشته ديكر نام ولايت و شهر و بندر مشهور بفارس كه سابقا معروف بوده و در زمان شاه عباس بندرى در آنجا بساختند و بندر عباسى خوانده‌اند و هرمز نام عاشقى بوده و معشوقش كلنام داشته و قصه آنها را شيخ فريد الدّين عطار نيشابورى در مثنوى از مثنويات خود منظوم كرده و معروف ساخته حكيم نزارى كفته بلبل هرمز صفت در طلب وصل كل
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص746)
sourceLink

- همان هرمزد مرقوم يعنى مشترى [1] و نيز نام پسر نوشيروان. و ديگر نام عاشق گل مثال معنى اول سراج الدين راجى گويد: شعر بقسمت ازل ارزاق خلق مرهونست مدان سعادت و نكبت ز هرمز و كيوان و خواجو كرمانى نيز گويد: بيت بهرۀ بهرام مده جز سنان وز سر هرمز بفكن طيلسان مثال معنى دوم شيخ سعدى گويد: شعر شنيدم كه در وقت نزع روان بهرمز چنين گفت نوشيروان مثال معنى سوم نزارى گويد: شعر بلبل هرمز صفت در طلب وصل گل كرد بسى اجتهاد برد بسى انتظار و نام شهرى نيز باشد كه جرون نيز گويند [2].
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1522)
sourceLink

[اسم‏][فارسی‏]نام شهر و جزيره‌اى در خليج ايران.و نام پسر بهمن‌پور اسفنديار.و نام پسر نوشيروان. و نام ستارۀ مشترى.و رب الارباب را نيز گويند.و نام روز اول از هر ماه.و نام فرشتۀ موكل برين روز. ايران.
(
فرهنگ نفیسی
, ج5 , ص3933)
sourceLink

(اسم) ←هرمزد.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3161)
sourceLink

نيز مشترى است.
(
فرهنگ قواس
, ص13)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.