اِسْتَشَمَّ

فعل ماضی ثلاثی مزید باب استفعال
bookmark

معنای اِسْتَشَمَّ

اِسْتَشَمَّهُ

طلب ان يشمَّهُ ¦¦
استنشقهُ و منهُ «دخل المخاط في انفهِ فاستشمَّهُ».
(
أقرب الموارد
, ج3 , ص102)
sourceLink

آنرا استنشاق كرد. ¦¦
خواستار بوئيدن آن شد
(
فرهنگ ابجدی
, ص59)
sourceLink

طلب ان يشمّه ¦¦
استنشقه
(
المنجد فی اللغة
, ص400)
sourceLink

مداخل هم ریشه اِسْتَشَمَّ

الشين و الميم أصلٌ‌ واحد يدلُّ‌ على المقارَبة و المداناة.(معجم مقاییس اللغة , ج3 , ص175)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.