bookmark

معنای خنب

خنب [ xanb ] [ xanab ]

[اسم‏] [فارسی‏] اطاق. و صفه. ¦¦
[اسم‏] [عربی‏] بيمارى بينى. ¦¦
[مصدر] [عربی‏] خنب خنبا (از باب سمع): مبتلا شد ببيمارى بينى. و هلاك گشت.
(
فرهنگ نفیسی
, ج2 , ص1406)
sourceLink

صفه باشد.سالار گفته است: در خانۀ من از گهر و در سخنى نيست#در خنبه و در خنب تهى است سخن پر!!
(
فرهنگ قواس
, ص121)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.