المَرْثُ مرثك الشيء تَمْرُثُهُ في ماء شبه دواء و غيره حتى يتفرق فيه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج8 , ص225) 
مَرْسُكَ الشَّيْءَ تَمْرُثُه في ماءٍ حَتّىٰ يَتَفَرَّقَ فيه كالدَّوَاءِ و نَحْوِه 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحیط في اللغةالمحیط في اللغة
, ج10 , ص145) 
المَرْسُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج3 , ص264) 
الحِلْمُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( تاج العروستاج العروس من جواهر القاموس
, ج3 , ص265) 
المَصُّ ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
الحِلْمُ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص546) 
المَرْسُ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
مَرْسُك الشيءَ تَمْرُثُهُ في ماء و غيره حتى يفترق. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ابن الأَعرابي: المَرْثُ المَصُّ، قال و المَرْثَةُ مَصَّةُ الصَّبيِّ ثَدْيَ أُمِّه مَصَّةً واحدةً، و قد مَرَثَ يَمْرُثُ مَرْثاً إِذا مَصَّ. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ابن الأَعرابي: المَرْثُ: الحِلْمُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج2 , ص190) 
المَرس(السابق). مرَث الشىءَ يمرُثه مَرثا .و-فى الماء:نقَعه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ص386) 
المَرس(السابق) مرَثه يمرُثه مَرثا .و التمريث :التفتيت. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( الإفصاح في فقه اللغةالإفصاح في فقه اللغة
, ج2 , ص1363) 
قال اللَّيْثُ : المَرْثُ : مَرْسُك الشَّيء ثَمرتُه في ماءٍ و غَيره حتى يَتَفَرَّق فيه. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ثَعلب، عن ابن الأعرابي: المَرْثُ : المَصُّ . ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
ثَعلب، عن ابن الأعرابيّ : المَرْث : الحِلْمُ . 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج15 , ص64) 
مثل المَرْس بالأصابع; 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص423) 
مَرَثَ : المرث :المرس،يقال: مرث الخبز. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( شمس العلومشمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم
, ج9 , ص6273) 
مرث وَ موث وَ ميث نان در آب تريت كردن و خرما در آب خيسانيدن و چيزى در آب خيسانيدن و مرث بمعنى خائيدن كودك انگشت را و دارو بدست در كردن هم آمده است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ کنز اللغاتفرهنگ کنز اللغات
, ج2 , ص1229) 