إِنَّهُمْ عَنِ اَلسَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ (آیه 212/سوره الشعراء) 
أي: ممنوعون بعد أن كانوا يمكّنون. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص565) 
اَلاِعْتِزَالُ: تجنّب الشيء عمالة كانت أو براءة، أو غيرهما، بالبدن كان ذلك أو بالقلب، يقال: عَزَلْتُهُ. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( مفردات ألفاظ القرآنمفردات ألفاظ القرآن
, ص564) 
يعنى بعد از آنكه مىتوانستند و امكان داشتند كه به حقّ گوش فرادهند از آن محروم شدند. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
اِعْتِزَال: دور كردن چيزى و دور شدن از چيزى است(متعدّى و لازم) چه از نظر عمل يا بيزارى فكرى يا روحى يا غير اينها چه با بدن و جسم يا با قلب و دل. مىگويند: عَزَلْتُهُ و اِعْتَزَلْتُهُ و تَعَزَّلْتُهُ فَاعْتَزَلَ: دورش كردم سپس دور شد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( ترجمه مفردات راغبترجمه مفردات الفاظ قرآن
, ج2 , ص596) 
عزل: كنار كردن. «عزل الشّىء عن غيره: نحّاه عنه». «وَ مَنِ اِبْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلاٰ جُنٰاحَ عَلَيْكَ» احزاب: 51. آيه ظاهرا دربارۀ زنانى است كه نفس خويش را برسول خدا هبه ميكردند و آنحضرت دربارۀ قبول و ردّ آنها مختار بود و حتى ميتوانست آنرا كه قبول نكرده بعدا قبول كند يعنى بر تو حرجى نيست در آنزن كه مايل باشى از زنانيكه قبلا از خويش كنار كردهاى. رجوع شود به «رجاء». اعتزال: كنار شدن. «اِعْتَزَلَ اَلشَّيْءَ و عَنِ اَلشَّيْءِ: تَنَحَّى». «قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا اَلنِّسٰاءَ فِي اَلْمَحِيضِ». 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج4 , ص344) 
عَزَلَ الشيءَ يَعْزِلُه عَزْلاً و عَزَّلَهُ فاعْتَزَلَ و انْعَزَلَ و تَعَزَّلَ: نَحَّاه جانِباً فَتَنَحَّى. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
معناه أَنَّهم لَمَّا رُمُوا بالنجوم مُنِعوا من السَّمْع. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج11 , ص440) 
عَزَلَ الشىءَ يَعْزِله عَزْلاً و عَزَّلَهُ، فاعْتَزَل و انْعَزَل و تَعَزَّل: نَحَّاه جانبًا فتنحَّى. ¦¦ 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
معناه: إنهم لما رُمُوا بالنُّجوم، مُنِعوا منَ السَّمْع. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( المحکم و المحیط الأعظمالمحکم و المحیط الأعظم
, ص519) 