پيواسته [ pivāste ]بر وزن پيراسته برج قلعه و حصار و فصيل را گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص223) 
حصار و فيصل،اورمزدى گويد: بيت برج پيواستهاش هست بر از اوج حمل بر گذشتست سر كنگرهاش از كيوان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص390) 
بر وزن پيراسته برج و قلعۀ حصار و فصيل شهر را كويند اورمزدى كفته شعر برج پيواستهاش هست بر از اوج حمل بركذشته است سر كنكرهاش از كيوان همانا بمعنى پيوسته و محكم و دايم است 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص247) 
- [بعد از ياى حطى واو. بوزن پيراسته] حصار و فصيل را گويند ايضا منه . مثالش اورمزدى گويد: بيت برج پيواسته اش هست بر از اوج حمل بر گذشتست سر كنگرهاش از كيوان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص265) 
[اسم][فارسی]برج قلعه و حصار.و فصيل شهر. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص765) 
برج فصيل باشد.اورمزدى گويد: برج پيواستهاش هست بر از اوج حمل #برگذشته است سر كنگرهاش از كيوان 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص128) 