كريز به ضم اول و ثانى به تحتانى كشيده و به زاى نقطهدار زده به معنى كريج است كه خانه كوچك و خانه علفى باشد و پر ريختن پرندگان را نيز گويند و به معنى كنج و گوشه خانه هم آمده است و به فتح اول نيز گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص724) 
فريفته باشد.رودكى گفت: بيت همى برآيم با آنكه برنيايد خلق و برنيايم با روزگار خورده كريز 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص130) 
- [بفتح و ضم كاف و كسر راى مهمله] گنج خانه. و فريسهاى كه باز و ساير طيور جوارح را دهند تا پر بريزند و باز برآرند و اين از نسخۀ ميرزا منقولست. و در فرهنگ و تحفة السعادة بمعنى پر ريختن طيور جوارح [2] و بمعنى خانۀ كوچك باشد [3]. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1059) 
(اسم) كريج. كريچ. كريچه. كريجه. ←كريج. ¦¦كنج و گوشۀ خانه. ¦¦فريسه. چشته. مسته. چاشنى. فريه. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2272) 
[اسم][فارسی]شكار با باز. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج4 , ص2792) 
كنج بود.ابو المثل گويد: ببازى كريزى بماندم همى#اگر كبك بگريزد از من سزاست 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص128) 