قَرِيَ یقرَی

فعل ماضی ثلاثی مجرد باب فعِل یفعَل
bookmark

معنای قَرِيَ یقرَی

قَرِيَتِ الناقةُ

قَرًا:اشتدَّ ظهرها و طال سنامُها. فهى قَرْواء. و يقال:جملٌ أَقْرَى.
(
المعجم الوسيط
, ج2 , ص732)
sourceLink

قَرِيَ

اجْتَمَعَ .
(
تاج العروس
, ج20 , ص74)
sourceLink

مداخل هم ریشه قَرِيَ یقرَی

القاف و الراء و الحرف المعتل أصلٌ‌ صحيح يدلُّ‌ على جمعٍ‌ و اجتماعٍ‌.(معجم مقاییس اللغة , ج5 , ص78)sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.