هرمزد به ضم اول و سكون آخر كه دال بىنقطه باشد به معنى هرمز است كه نام فرشتهاى و نام ستارۀ مشترى و غيره باشد و نام روز پنجشنبه نيز هست به اعتبار اينكه آن روز به مشترى تعلق دارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص949) 
- [بضم هاء و ميم] يكى از نامهاى مشترى است و او را زاوش و اورمزد و هرمز نيز گويند. هورمزد مثال اوست. مثالش حكيم سنائى گويد: شعر قوس و حوتست خانۀ هرمزد جدى و دلو از حمل بيابد مزد -- و اين بيت مثال ارمزد نيز مىتواند بود و گذشت --. و در نسخۀ ميرزا هرمزد بمعنى پنجشنبه نيز آمده و باين بيت فردوسى متمسك شده: بيت بباشم درين رزمگه پنجروز ششم روز هرمزد گيتى فروز و بمعنى روز اول از ماه فارسيان كه ارمزد نيز گويند هم آمده. مثالش استاد عنصرى گويد: شعر بگير اى شاه آزاده ملك طبع ملكزاده ز دست دلبران باده درين هرمزد شهريور و نام ملكى نيز باشد كه مصالح روز هرمزد بدو متعلقست و در معنى روز پنجشنبه كه از نسخۀ ميرزا مرقوم شد اندك تأملى مىرود چه باين معنى در هيچ نسخه بنظر نرسيده [1]. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1514) 
[اسم][فارسی] هرمز و نام پادشاه.و رب الارباب.و نام ستاره مشترى.و نام روز اول از هر ماه.و نام فرشته موكل برين روز.و نام روز پنجشنبه. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ج5 , ص3933) 
(اسم) نام روز اول هر ماه شمسى. هرمز. اورمزد. ¦¦ستارۀ مشترى. ¦¦نام روز پنجشنبه به اعتبار اين كه آن روز به ستارۀ هرمزد يا مشترى تعلق دارد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ج2 , ص3161) 
نيز مشترى است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص13) 